تبليغاتX
سكوت (حرف هاي نگفته )
 
سكوت (حرف هاي نگفته )
 
 
 

یا حسین

صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین

ارباب ما  معلم عیسی بن مریم است

عیسی اگر در آخر عمرش به عرش رفت

قنداقه حسین شرف عرش اعظم است

با یوسفش  مقایس  کردم  نگاه  کن

او شاه مصر باشد این شاه عالم است

یا حسین

یادت می یاد محرم پارسال .می خوام امسال هم بهم حال بدی حسین .می خوام امسال هم دیوونه بشم .میدونم که میشه

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 12:29  توسط سکوت  | 
خوب یادمه دقیقا پارسال همین روز بود که تصمیم گرفتم بهش یشنهاد بدم که پیش هم بمونیم  واسه همدیگه بمونیم و سعی کنیم همدیگرو بهتر بشناسیم وقتی قبول کرد که با هم باشیم خوشحال شده بودم خیلی خوشحال ...... ولی نمی دونستم دقیقا یک سال دیگه این موقع باید پیراهن مشکی عشقمو بپوشم و هر شب یلدا یاد شب پارسالی بیفتم که واقعا فکر کردن بهش هم عذابم میده ... اینه که دارم ازت می پرسم

خدایا <<<>>>>  من حقم این بود <<<<<>>>>>>
بنده بدی بودم تو این سالی که گذشت
شاید به نظرت اینطوری بودم ولی من سعی خودمو کردم اینو همه ی اطرافیانم می دونند  که من دوسش داشتم باید ازم می گرفتیش خدا اااااااااااا  
نمی تونستی اجازه بدی منم امسال رو به کسی که دوسش دارم شب یلدا رو تبریک بگم

شب یلدای همه ی دوستان مبارک

امیدوارم به همه ی خواسته هاتون برسین

 

-----------------------------------------
پی نوشت

دل من بغضتو بشکن
گریه کن با من 
  دل من
              روزای خوبت همشون رفتن 
  دل من
                اونی که قلبش یکی بود با من
دستای من به اون دیگه نمیرسن

 |+| نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 20:26  توسط سکوت  | 

دیروز یه خبری خوندم تو نت نوشته بود بیشترین مزاحمت برای دخترا تو ایران مزاحمت هایی هستند که با ماشین براشون ایجاد میشه (خودتون بفهمید دیگه ) نتیجه ای که می شه از این گزارش گرفت اینه که :

1-پسرای ما خیلی بی تربیت هستند که اینکارارو می کنن

2-پسرا خیلی هم خوبن که می خوان دخترا رو برسونن به مقصدشون دخترا قکر می کنن ای یعنی مزاحمت

3- کشور ما شده مثل یه مسجدی که توالت (گلاب به روتون) نداره

4-ماشین خیلی بده باید برای حفظ محیط زیست بجای ماشین از خر استفاده کنیم

5-انرژی هسته ای حق مسلم ماست

 

در پی انتشار خبر مبارزه با بد حجابی زمستانی

باید بگم که از این به بعد پوشیدن بوت (چکمه , کفش هایی که از سرما محافظت کنن) برای دخترا غیر قانونی شده ودخترا  باید با دمپایی بیرون برن تا هیچکس بهشون کاری نداشته باشه در ضمن خاطرتون هست که برای مبارزه با بدحجابی تو تابستون چی گفته بودن دیگه ؟؟؟؟

پسرای بیچاره هم حتما لخت باید توی خیابون ها برن

لطفا جواب های خود را به شماره 000000 اس ام اس کنید تا به قید قرعه از ما جایزه بگیرید

 

یه چیزی هم در مورد خودم اونم اینکه دیروز فیلم آنجلا رو دیدم خیلی باحال بود دختره همش داشت سیگار می کشید یه جایی یارو بهش میگه تو مثل یه کارخونه سیگار می کشی ...خیلی حال کردم با این تیکش

 

در ضمن خرابم خرااااااااااااااااااااااااااااااب  نمی دونم بازم دارم تست می شم خدا

خدایاااااااااااااااا ا مرگ یه بار شیون هم یه بار

چرا اینجوری آخه

(این سه خط رو نخوندید هم نخوندید برای خدا نوشتم آخه می دونید یه چند وقتی که وبلاگ رو بسته بودم خدا بهم میل می زد که بازش کن من همیشه میام بلاگت و از این حرفا بعدش من هم بخاطر رضای خدا باز شروع کردم به نوشتن )

 

التماس دعا

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 14:23  توسط سکوت  | 

خدایا دمت گرم

بابا من کلی بد و بیراه گفتم

نه به اون که وقتی ازت می خوام نمیدی

نه به الان که یه جورایی هوامو داری .خدایا چیکار کنم داری تو دو راهی نگه می داری منو

میگیری که چی می گم

اندرالحوالات ما این که بگم بد خرابم می فهمی دلم تنگ شده .....نمی تونم..... میفهمی ؟؟؟؟

.....

 

.....

این دخانیات بی خطر(سیگارو میگم) شده رفیق شیش من . حالی می دهد وقتی یک عدد از آنها را می کشی انگار تو این دنیا نیستی

راستش یکی از بچه ها اومده بود پیشم می گفت  تو همش تو فاز نیکوتینی اصلا هم بی خیالش نمی شی

من که نمی فهمم چی می گه ؟؟؟؟

 

 

 |+| نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 15:40  توسط سکوت  | 
نمی دونم چرا بعد این همه مدت دارم آپ می کنم

نمی دونم چه بلایی داره سرم می یاد

نمی دونم باید کفر بگم یا نه

شاید تنها جایی که می تونم با خودم حرف بزنم همین جا باشه

شاید چون تنها شدم اینجا رو انتخاب کردم

شاید .... خدایا داری امتحانم می کنی

ولی خودتم می دونی من کاری نکردم که سزاش این باشه می فهمی که

خیلی   تنهایی داره آزارم میده

یاد آوری خاطرات داره آزارم می ده

خیلی خسته ام

 

....نمی دونم

   ......  شاید

      .....ولی

         ...... خیلی

              ...... خسته ام

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 22:42  توسط سکوت  | 
رفته مسافرت یه کاری داشته رفته انجام بده  منم تنها گذاشته

بهم زنگ نمیزنه نه دروغ نمی گم . فقط مییس می زنه به گوشیم چند بار هم من زنگ زدم صحبت کردیم با هم . دو یا سه بارم زنگ زدو بهش منو ریجکت کرده بعد شش یا هفت ساعت بعدش  اس ام اس داده  گفته تو یه جلسه بوده منم لج کردم دیروز اصلا بهش زنگ نزدم اونم فقط میس زد . اصلا نمی دونم مهم نیست . امروز صبح هم که زنگ زدم گفت تو جلسه بوده منم اس ام اس زدم که تا اخر مسافرتش بهش زنگ نمی زنم تا خودش بگه بزنگم . نمی دونم چی کار کنم ؟؟؟

-----------------------------

میگی اما من که باورم نمیشه

تو  بمونی واسه من تا به همیشه

----------------------------

اگه تو نباشی یا ازم جدا شی سخته دیگه زندگی برام

چشمهای نجیبت وقتی ازم دورند امیدی ندارم به شبام

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 13:11  توسط سکوت  | 

كاشكي بودي و ميديدي

مي ديدي چقدر سخت زندگي بي تو (باور کن راس می گم)

كاشكي نرفته بودي و مي شنيدي

مي شنيدي عاشقونه صداي منو

از اون روزي  كه گذاشتي و رفتي

 گل عشق توي باغچه ام پژمرده شد

نمي دوني كه قصه ي من و تو

 آواز تلخ اين غصه ها شد

نشتم تو اتاقم تنها (البته اتاق نیست یه لونه  ۴*۳)

گم شدم توي خواب و رويا

 ولي كاشكي بودي و مي ديدي

 

 ------------

آدم وقتي كه دلش گرفته

هر روز زندگي مثل  زندونه

يادم مياد بهم مي گفتي

 واسه هميشه دوسم داري (جون من خالی می بستی یا احساس ترحم داشتی بی معرفت )

اما رفتي و برنگشتي

ديگه مارو ياد نداري ( تازه بهم گفتی منم دیگه باهات کاری نداشته باشم)

ولي هنوزم تو خواب تو رو مي بينم

كاشكي مي دونستي(عمرا اگه حتی فکرشو بکنی)

 

------------------

پ ن اصلی : این تو پرانتزی ها حرفای خودمه

پ ن ۱ : من قیچی شدم حذف شدم

پ ن ۲ : نمی خواد به زحمت بندازی خودتو

پ ن ۳ :  نمی خوام ببینمت

پ ن ۴ : یاد پارسال این موقع افتادم

پ ن ۵ : نسبت به پارسال چقدر خسته تر شدم

پ ن ۶ : فعلا بای

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 20:25  توسط سکوت  | 
 
  بالا